1
استادیار مدعو جامعۀ المصطفی العالمیه و دانشگاه علوم اسلامی رضوی
2
استادیار جامعۀ المصطفی9 العالمیه خراسان
چکیده
مسئله «ایمان» از مهمترین ارکان زندگی انسان و بحث بر انگیزترین موضوعها در کتابهای کلامی به ویژه کتابهای کلامی قرون اولیه اسلام است. در اینکه حقیقت ایمان چیست و چه نسبتی با معرفت، رفتار و اقرار زبانی دارد دیدگاههای گوناگونی پدید آمده است و حتی در نگاه اولیه نوعی ناسازگاری بین آیاتی که ظهور در غیریت ایمان با معرفت، عمل و اقرار زبانی دارند با روایاتی که ایمان را تصدیق قلبی، عمل جوارحی و اقرار زبانی میدانند رخ مینماید. در این تحقیق با روش توصیفی، تحلیلی و با توجه به متون دینی ماهیت ایمان و رابطه آن با علم، عمل و اقرار زبانی بررسی شده است و این نتیجه به دست آمده است که ایمان یک امر دورنی و از سنخ گرایش و تصدیق قلبی است نه از سنخ بینش و تصدیق منطقی. معرفت و تصدیق منطقی همان گونه که عین ایمان نیست جزو آن نیز به شمار نمیآید، بلکه شرط لازم برای پیدایش ایمان است. صرف اقرار زبانی حاکی از وجود ایمان نیست و عدم اقرار زبانی از نبودن ایمان حکایت ندارد. عمل و رفتار آدمی در پیداش ایمان نقش داشته و از نتایج آن به شمار میآید. ایمان قوی تمام رفتارهای انسان را به خود سوق میدهد و ایمانی که در مرتبه پایین قرار دارد آثار کمتری از خود بروز میدهد. در پایان راه حل سازگاری آیات و روایات در باب ایمان و رابطه آن با علم، عمل و اقرار زبانی پیشنهاد شده است.